ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

160

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

نسيا منسيا نداشت . اياز چون از مواضعه و معاهدهء خصم قديم آگاه شد مكتوبات به پيغام آنك : زنهار بر گفتار مسعود اعتماد نفرمايند متواتر كرد ، و به چنين صيدى كه به پاى خود در دام مرام آمد مؤاخذت او را غنيمت شمرند ، تا بنده به صوب خدمت و شرايط بندگى قيام نمايد . و چون داعيهء فتنه و فساد او از ميانه منقطع شود به هرچه اقتضاى رأى و هواى بود كمر امتثال و ارتسام بندد . اين سخن كه محض شفقت و صدق اخلاص بود بر غرض و مكيدت او حمل افتاد و بيست تومان زر در مصالح انفاذ چريك مغول و حشم تركمان و شوال و رجاله صرف و خرج شد و به راه جنگ به فرضهء هرمز فرستاد و خود عازم قيس شد تا از جوانب و جهات او را مشغول و مشوّش دارند . بهاء الدين اياز چنانك مقتضى حزم الرجال باشد مستعد پيكار گشت و دوينجات فراوان را به رجالهء جاشو تعبيه كرد و جهازات را به ذخاير بسيار آماده داشت و به توكل عنايت ايزدى سفاين را بر روى آب روانه كرد و بر قاعدهء معهود بر زبان رسولان پيغامهاى لطف‌آميز مىفرستاد و التماس صلح كه معلوم نجح باشد ميكرد . چون ملتمس و نصايح به اجابت مقرون نشد دل بر بودنيها نهاد و ديدهء اعتبار بگشاد و مستعد مناجزت شد . بيت در آن كوش تا جنگ باز افكنى * و گر چند دانى كه شان بشكنى و گر زانك چاره نباشد ز جنگ * جگر بايد آنجا و لختى درنگ اياز در ميان آب مقابل جهازات سپاه ملك ايستاده بود ، لنگر كرد و آزق و نفقهء لشكر او سپرى و متمادى شده بود . ناگاه از طرف قيس دو جهاز شاحن ( ؟ ) 146 به زاد و نفقه و قوت برسيد . اياز هردو بگرفت و از معتمدان و حافظان جهاز بعضى را به تيغ گذرانيد و با آنكه آن را از روى تفاؤل فاتحهء ظفر و نصرت انگاشت . بارى از جهت ذخيره فراغى حاصل آمد ، اما لشكر ملك در زحمت